پایگاه تحلیلی خبری مازندرانه

4368

نام پدر : محمدحسن

تاریخ تولد : 1346/01/20

محل تولد :بابل

تاریخ شهادت :1365/02/08

محل شهادت :فاو

طول مدت حیات :19

مزار شهید :درزیکلاشیخ بابل

1. برادران عزیز! اسلام را حفظ کنید و قدر امام، روحانیت، پاسدار و بسیج و برادران دیگری که برای اسلام خدمت می کنند را بدانند. 2. شهید مظهر و نمونه شجاعت و شهامت است... آری ما همچون حسین (ع) از تمام هستی و وجودمان می گذریم و به نبرد با دشمن می رویم و مملکت امام زمان (عج) را از شر ابوسفیانها نجات می بخشیم. در این راه شهدای بسیاری از ما بر زمین می افتند، باید سنگر خالی آنها را پر کنیم. 3. مادر جان! اگر برای شما خبر آوردند که پسرت شهید شده، بگو خدایا! این قربانی را از من بپذیر و سپس دو رکعت نماز شکر بخوان. بگو خدایا! شکر می کنم که پسرم در راه تو شهید شده. 4. پدر، مادر، برادر و خواهر دینی ام! رفتن به دعای کمیل و دعای توسل و نماز جمعه، یک نوع جبهه است که دشمن اسلام را از بین می برد. 5. برادران و دوستان! وصیت من به شما جز اطاعت از امام و احکام الهی نیست و باز به شما می گویم که هنگامی که زیر تابوت مرا می گیرید، با خون شهید عهد ببندید که حتماً و تا آنجا که می توانید راهم را ادامه دهید و به جبهه ها بروید که به خدا شرکت در جبهه ها نعمت است... جبهه دانشگاه است، دانشگاه انسان سازی. 6. پدرو مادر! برای من شیون نکنید که دشمنان اسلام سوء استفاده کنند... از این رو به شما می گویم که زینب وار و حسین گونه باشید و از خداوند متعال می خواهم به خانواده های شهدا صبر بدهد. 7. از دوستان و آشنایان تقاضا می کنم که اگر اشتباهات و خطایی از من سر زده به بزرگواری خودشان این بنده حقیر و گنه کار را ببخشند. 8. چه زیباست لحظه ای که که به یاد خدا حرکت می کنم و تفنگم را در دست می گیرم و به سوی دشمن نشانه می گیرم چه شیرین است آن هنگام که به خون خود می غلطم و به شهادت، سیراب می شوم. 9. خدایا! من از تکه تکه شدن بدنم نمی ترسم. من از ترکش های خمپاره و گلوله هراسی ندارم و از له شدن زیر تانک ها و نفربرها، هراسی ندارم من از آن هراس دارم که در این موقعیت که اسلام به خون احتیاج دارد و جایی که عزیزان ودوستان ما در این راه مقدس رفتند، که در بستر بمیرم، این مرگ من ننگ است. من فط از همین می ترسم که در راه خدا کشته نشوم.