پایگاه تحلیلی خبری مازندرانه

به قلم سمانه قلی پور;
همه چی آرومه
این روزها که تب و تاب انتخابات فروکش کرده و چیزی جز پس لرزهای خفیف باقی نگذاشته است ،بر آن شدیم تا از این سونامی تازه عبور کرده ،تجدید خاطره کنیم.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی مازندرانه /  

هفته های سپری شده از پرفشارترین روزهای تقویم بود ؛جذابیت بحث های سیاسی که با آجیل و کشمش شروع و به دوئل دمپایی ها کشیده می شد وتا هفته ها بعد با وساطت ریش بزی های فامیل به آشتی مصلحت آمیز ختم بخیر میگردید.
روزهای انتخابات جدای از استرس هایش ، روزهای مهیجی بود که انبار اطلاعاتی بسیاری را شکوفا می کرد ؛از اوستا رجب بنا که ساعت های چای خوری اش را به بحث وضعیت بحران در پسا برجام می پرداخت تا هیئت های سبزی پاک کردن خانم ها ،همه تحلیل گر مبانی دیپلماسی شده بودند و از مدل موهای رئیس جمهور کرواسی و تاثیر آن در ریزگردهای خوزستان را در زیر عینک ته استکانی شان می بردند ؛حتی در این اجلاس ها به دکتر عمل بینی فلان کاندیدا هم پرداخته می شد و در آخر یا با تاملی بر نهضت روشنگری اروپا منتهی می شد و یا با گیس کشی ها و فوش های سه نقطه ای پایان می گرفت.
نقش رسانه ها در چماغ کردن این شور و هیجان ها به مردم تاثیری غیرقابل کتمال داشت ؛طوری که یک پای این تکنولوژی همیشه وسط ماجرا بود ؛نمونه بارز آن ماراتن مناظره بود که طبق آمار میدانی طول بحث های که بعد از مناظره در بین خانواده و دوستان اتفاق می افتاد از طول جنگ های صلیبی بیشتر بود و اگر این انرژی که دیپلمات های کوچه بازی برای متعاقد کردن یکدیگر در پیش گرفتند در جنگ چالدران اتفاق می افتاد منجر به آوانس های تجاری نمی شدیم.،هر کس سنگ حزب اش را به سینه می زد و با تمام قوا به حرف های طرف مقابل چنان حمله می کردند که اگر سربازان هیتلر این آرایش نظامی را بکار می بردند امروز تمام دنیا در دستان نازی ها بود.
رسانه ی اجتماعی که این روزها بیشتر پوست سیاسی اش را رو کرده بود ؛از هر راهی برای تخریب و تمجید استفاده می کرد .
از نابود کردن بلدوزری تا ستایش بی حد و حصر نامزد ها ؛مثلا کاندیدای که از فیلترهای زیادی الک شده و مورد تایید قرار گرفته بود بقدری اتهامات بر اوهجوم آورده می شد ،که عبدالمالک ریگی به این انباشتگی اتهام مورد قضاوت قرار نگرفته بود؛ از گاز گرفتن شصت دخترخاله اش در ۵ سالگی تا آب دهان انداختن اش در بیست و پنج سالگی …و یا بقدری ستوده می شد که آرش از این همه فداکاری حضرت نامزد کمانش را دور می انداخت و کشک می سابید .
در میان آنچه شعله ی انتخابات را به نفع خود زیاد می کرد شعارهای نجومی بود ،حرف های که مردم گوششان دوست داشت بشنوند والبته بقول شاعر دوست داشتنی که می گوید: با ما بدون پرده بگویید زهر مار / ما حاضریم.. فلسفه ی چینی نخواستیم.

هرچه بود باتمام استرس هایش تمام شد و امروز حال همه ی ما خوب است ؛خط فقر لایی کشیده و از همه خط ها جلو زده است ،چرخ اقتصاد مثل بنز می چرخد ،هوای شهر به نقطه میانی بهشت نزدیک می شود ،بیکار جز فرهنگ لغت دهخدا در انشای دبستان وجود دارد ،یارانه های نجومی وارد سبد کالاها شده است ، اگر به دنبال فرد معتاد هستید می توانید به موزه های قدیمی رجوع کنید و اگر زبانمان لال در نقطه ی کور نقشه مشکل کوچکی برای کسی وجود داشت باید بگویم: یا شناسنامه ندارند و یا کارت ملی شان عکس دار نشده است. اندکی روی جگر بگذار دندان غم مخور

 

به قلم سمانه قلی پور

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه

• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.