پایگاه تحلیلی خبری مازندرانه

-12196
چشم زخـــم حق است..
خونه ها پر شده از : بیماریهاومشکلات…طلاق،مرگ و میر…و دلیل اون خود ماییم، تعجب نکنید...

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی مازندرانه /  

به نقل از وبلاگ چادر خاکی /

خونه ها پر شده از :

بیماریهاومشکلات…طلاق،مرگ و میر…و دلیل اون خود ماییم،

تعجب نکنید…✔✔

خواهران و برادرانم….👈

نیازی نیست دیگران بدونند که آیا من در زندگی مشترکم با همسر خود خوشبختم یا نه!

نیازی نیست از غذا یا نوشیدنی خود عکس بگیریم آن را برای گروهها بفرستیم(حتی اگر همسرمون یه دونه شکلات واسمون میاره. از اون عکس میگیریم و می‌فرستیم گروه و زیرش مینویسیم ای تاج سرم…ازت ممنونم)❤

26(4)

برادرم…خواهرم..،👇

شاید دختری مجردی دم بخت باشد و به خاطر شرایط زندگی خواستگار نداره…شاید پسری وضعیت مالی مناسب فعلا برای ازدواج نداره…حواسمونو جمع کنیم کسی آه نکشه…🙏

که آه یه انسان دلشکسته عرش و به صدا درمیاره

نیازی نیست 👈مردم بدونن کجا رفتی و از کجا داری میای

جزییات زندگی ما واسه دیگران مشخص شده!

دنیای مجازی 👈واسه این ساخته نشده که ما بیاییم شرایط زندگیمون رو به رخ دیگران بکشیم…👇

چون هر مردی وسعش نمیرسه به زنش هدیه بده….خواهرم مراقب باش👈

هرکسی توانایی اینو نداره که مسافرت بره…

هرکسی نمیتونه به رستوران بره و هر ماه یه ست لباس بخره….

یه خانوم میاد جهیزیه👇 ۷۰،۸۰میلیونی دخترش رو فیلم میگره میزاره توی دنیای مجازی که چشم همه درآد….

هیچ فکر کردید 👈شاید دختری پدر نداره…یا پدر داره و مادر نداره که واسه جهیزیه اش سنگ تموم بزاره…

یا شاید پدری دستش به دهنش نمیرسه….😒

میخاییم به کی فخر بفروشیم با این کارامون…خدا عالمه….فقر فرهنگی داریم شاید….

خواهران و برادرانم…👇

ما اهمیت توکل بر خدا رو انکار نمیکنیم…

رازهای زندگی و خونتون رو پیش خودتون نگه دارید…👆

میاییم توی گروهها جوک میزاریم…👇

دوست دخترم زنگ زده بیا خونمون من تنهام…

و هزاران پست مشابه دیگر که داریم با زبون بی زبونی به نوجوونا و جوونا میگیم که این کارا عیب نیست…

کم کم داریم. 👈با این جوکها نشون میدیم که عفت و عصمت دختر یه مسئله بی ارزشه که هر پسری از راه برسه دخترامون باید خودشونو در اختیارش قرار بدن..،

حواسمون باشه که توی گروهها دخترای کم سن و سال هم هستن که شاید فکر کنن دنیای بیرون از فضای مجازی هم باید اونطوری باشن👆

کسی داشت راه میرفت،پایش به سکه ای خورد…

فکر کرد طلا است،نور کافی هم نبود،

کاغذی را آتش زد که ببیند چه بوده…

دید یک سکه ۵۰تومانی است…

بعد متوجه شد کاغذی که آتش زده دو هزار تومانی بوده است

گفت:

چی را برای چی آتش زدم!

واقعا این زندگی غالب ما انسانهاست…

ما چیزهای بزرگ را برای چیزهای بسیار کوچک آتش میزنیم…

و خودمان هم خبر نداریم😔😔😔😔

همه ی ما مادر ، پدر ، خواهر و برادر داریم

ارزشهارو قدر بدانیم.

 

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه

• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.