پایگاه تحلیلی خبری مازندرانه

n00182956-b
به یاد هفدهمین سالگرد شهادت امیر سپهبد صیاد شیرازی صید آسمانی
مردی که همچون ابرمردان اسطوره‌ای تاریخ، هجوم اهریمنان به خاک پاک ایران زمین را سرکوب کرد و کاری کرد تا منافقین به وضعیتی «دائم‌المفلوک» دچار شوند.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی مازندرانه /  

صید آسمانی
۱۷سال پیش در چنین روزی، یکی از اسوه‌های مقاومت و ایستادگی، به آرزوی دیرین خود رسید و به یارانش پیوست. خبر کوتاه، اما تکان دهنده بود؛ «امیر سرلشکر صیاد شیرازی توسط عناصر گروهک‌ منافقین به شهادت رسید».

اهمیت خبر تنها به داخل کشور محدود نبود، چون فرمانده نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران، یکی از مغزهای متفکر نظامی‌ در سطح جهان محسوب می‌شد. او از مردانی بود که هشت سال تمام، مرزهای ایران را در برابر تهاجم لشکر ظلم جهانی به سرکردگی صدام و با پشتیبانی دولت‌هایی چون آمریکا و انگلیس و رژیم صهیونیستی حفظ کرده بود. بعد از پایان جنگ تحمیلی نیز بدخواهان انقلاب اسلامی، این بار گروهی وحشی‌تر و خون‌آشام‌تر از صدام را که به منافقین مشهور شده‌اند روانه جنگ با مردم ایران کردند. اما آنها نیز در برابر قهرمانی به نام «علی صیاد شیرازی» قرار گرفتند. مردی که همچون ابرمردان اسطوره‌ای تاریخ، هجوم اهریمنان به خاک پاک ایران زمین را سرکوب کرد و کاری کرد تا منافقین به وضعیتی «دائم‌المفلوک» دچار شوند. با تدبیر شهید صیاد شیرازی، عملیات مرصاد، پایان شوم منافقان بود. چراکه پس از آن، این سازمان تروریستی رو به انحطاط نهاد.

شهید صیاد شیرازی همچون سایر سرداران اسلام در دوران دفاع مقدس، قدر فرماندهی نظامی را افزایش داد. چون علاوه بر تخصص و تبحر در راهبری نیروها، منش و اخلاق دینی و انسانی را هم به رزم افزودند. عکس نایابی از شهید صیاد شیرازی که چندی پیش در فضای مجازی منتشر شد، نمایی از شخصیت شهید صیاد شیرازی را نمایش می‌دهد. این عکس نشان می‌دهد که شهید صیاد شیرازی، مرد شماره یک ارتش ایران و یکی از نخبه‌های نظامی جهان که در یکی از برترین دانشگاه‌های جهان تحصیل کرده بود، در یکی از مأموریت‌هایش در حین سفر با قطار، خود اذان می‌گفت. این عکس یادآور مرامی است که احیا کننده آداب نخستین مسلمانان تاریخ و اولین یاران پیامبر اسلام(ص) است. همانان که همه عمر خود را در رزم و مبارزه گذراندند و همچون بلال، در هنگامه صلات، خود اذان می‌گفتند. همانان که زیستن در میان مردم پابرهنه را بر زندگی در کاخ‌های اشرافی ترجیح می‌دادند.

شهید صیاد شیرازی در شرایطی توسط منافقین ترور شد و به شهادت رسید که هنوز چند روز بیشتر از ارتقای درجه او نگذشته بود. او پنج روز قبل از هجرت از دنیای فانی، درجه سرلشکری را از فرماندهی کل قوا دریافت کرده بود. اما درجه واقعی خود را با شهادت دریافت کرد. فرمانده‌ای که در  عملیات‌های ثامن‌الائمه(ع)، طریق‌القدس، فتح‌المبین، بیت‌المقدس و مرصاد، ضربات سهمگینی به دشمنان اسلام و ایران وارد کرده بود، شایسته درجه‌ای فراتر از قواعد زمینی بود. به قول شهید سید مرتضی آوینی که اتفاقا سالگرد شهادت او نیز تنها به فاصله یک روز با صیاد شیرازی قرار دارد، «در عالم رازی هست که جز به بهای خون فاش نمی‌شود» و پایان سرخ، سرنوشت همه عاشورائیان است.

صیاد شیرازی فرمانده نیروی زمینی ارتش بود، اما همچون همه ولایی‌ها، دلی آسمانی داشت. بهترین توصیف درباره شخصیت صیاد شیرازی توسط فرمانده همه دل‌های ولایی بیان شد؛ «خطر مرگ کوچک‌تر از آن است که بندگان صالح خدا را از راه او بازگرداند و عشق به منال دنیوی حقیرتر از آن است که در دل نورانی شایستگان جایی بیابد.»

————————————————————————————————————————————————–
————————————————————————————————————————————————–
————————————————————————————————————————————————–
————————————————————————————————————————————————–
————————————————————————————————————————————————–
————————————————————————————————————————————————–

گزیده‌ خاطرات رهبر انقلاب از شهید سپهبد علی صیاد شیرازی/ حیف بود «صیاد» بمیرد

پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR در آستانه سالروز شهادت امیر سپهبد شهید علی صیاد شیرازی، گزیده‌ای از بیانات رهبر انقلاب اسلامی درباره این شهید بزرگوار را منتشر می‌کند.

* او را از اوایل پیروزی انقلاب می‌شناختم

من تقریباً از اوّلین روزهای پیروزی انقلاب این شهید را شناختم. از اصفهان پیش ما میآمد، گزارش میداد و کمک میخواست؛ از آن وقت ما با ایشان آشنا شدیم. او سپس به کردستان رفت و بعد هم در دوران جنگ تحمیلی فعّالیت کرد؛ بعد از جنگ هم که معلوم است. این‌که شما میبینید یک ملت، بزرگش، کوچکش، زن و مردش، جوانش، پیرش، امروزیش، دیروزیش، برای ابراز احترام به پیکر این شهید، یک اجتماع عظیم را به وجود میآورند – که جزو تشییعهای کم نظیر در دوران انقلاب بود – به‌خاطر همین اخلاص و همین صفاست. خدای متعال دلها را متوجّه میکند. ما این را لازم داریم و الحمدلله امروز هم افرادِ این‌گونه داریم.

بیانات در دیدار فرماندهان ارتش – ۱۳۷۸/۱/۲۵

* نبوغ نظامی

شاید امروز هم بعضی خیال کنند – که عملیاتی مثل عملیات بیت‌المقدّس، فقط یک هجوم انبوه انسانی بود! اینها سخت در اشتباهند. هیچ امواج انسانی، بدون فرماندهىِ قادرِ قاطعِ هوشیار، نمیتواند هیچ عملی را انجام دهد. در جنگ نظامی، سازماندهی و عملیات و فرماندهی و تاکتیک و دقّت‌نظر و موقع‌شناسی و دهها عامل در کنار هم، دانش نظامی را به وجود میآورد و استعداد و نبوغ نظامی را نشان میدهد. این اتّفاق، در عملیات فتح خرّمشهر – یعنی همان عملیات بیت‌المقدّس – روی داد، که همین شهید عزیزِ اخیرِ ما – شهید صیّاد شیرازی – یکی از کارگردانان اصلی این عملیات بود و خودِ او مثل ظهر چنین روزی، از آن‌جا با تلفن با بنده تماس گرفت و مژده پیروزی را داد و گفت سربازان عراقی صف طولانی کشیده‌اند تا بیایند اسیر شوند! ببینید این عملیات چقدر هوشمندانه و قوی و همه‌جانبه بود که نیروهای دشمن احساس اضطرار میکردند که برای حفظ جان خودشان بیایند خود را تسلیم اسارت کنند! که در آن روز هزاران نفر از نیروهای دشمن متجاوز – که آن همه با غرور و تکبّر، فریاد سر داده بودند – آمدند دودستی خودشان را تسلیم رزمندگان اسلام کردند!

بیانات در دیدار خانواده شهدا – ۱۳۸۴/۳/۳

* شیر همه‌ بیشه‌ها

کشتن کسی مثل «صیّاد شیرازی» خیلی هنر و توانایی و پیچیدگی تشکیلاتی نمیخواهد. آدمی از خانه‌اش بیرون میآید، سوار اتومبیلش میشود و بدون محافظ راه میافتد و میرود. در این میان اگر دو نفر آدم، نامردانه و مخفیانه و با فریبگری تصمیم بگیرند او را به قتل برسانند، کار ساده‌ای است، والّا اگر میخواستند مردانه جلو بیایند، صیّاد شیرازی یک نفری جواب امثال آنها را میداد.

کسی مثل امیرالمؤمنین علیه‌الصّلاهوالسّلام را هم یک نفر آدم با یک همدست میتواند بکشد؛ چون او شیر همه‌ی بیشه‌های مردانگی و شجاعت بود. بنابراین کشتن کسی مثل صیّاد شیرازی، نه دلیل قوّت سازمانی و نه دلیل طرفدار داشتن کسی است. این کار جز خباثت و شقاوت و دوری روزافزون آنها از مردم و ارزش‌ها، چیز دیگری را نشان نمیدهد.

وقتی مردم به این حادثه، این طور جواب میدهند، خیلی چیزهای بزرگ به دست ملت میآید. خون شهید حقیقتاً چیز مبارک و عجیبی است. شما ببینید در تشییع شهید صیّاد شیرازی چه اجتماعی تشکیل شد! همه متأثّر بودند و گریه میکردند. هیچ کس به خاطر رودربایستی و برای نشان دادن خود نیامده بود؛ همه با یک انگیزه‌ی قلبی آمده بودند.

بیانات در دیدار فرماندهان ارتش – ۱۳۷۸/۱/۲۵

*معجزه اخلاص

بنده وقتی به تلویزیون نگاه میکردم، سیل عظیم و خروشان جمعیت را میدیدم. من چند جا این حالت را دیده‌ام که یکی از آنها این‌جا بود. دیدم یک عامل معنوی اثر میگذارد و آن، اخلاص است.

برادران عزیز! اخلاص چیز عجیبی است؛ یعنی کار را برای خدا کردن و همان چیزی که مضمون عامیانه‌اش در شعری آمده است: «تو نیکی میکن و در دجله انداز». انسان برای خدا کارِ خوب و درست و صحیح بکند و در پی این نباشد که حتماً به نام او ثبت شود و امضای او زیر آن بیاید؛ این بلافاصله اثر میدهد. خدای متعال بعد از شهادت این مرد، در همین قدم اوّل، به او اجر داد.

البته خودِ شهادت بزرگترین اجری بود که خدا به او داد؛ چون این طور کشته شدن، برای انسان خیلی افتخار است. بالاخره صیاد شیرازی، یک مرد پنجاه و چند ساله، ده سال دیگر، بیست سال دیگر، سی سال دیگر – که با یک چشم به هم زدن میگذرد – از دنیا میرفت و از همین دروازه عبور میکرد؛ منتها با یک ناخوشی، با یک بیماری، با یک تصادف، یا با یک سکته‌ی قلبی؛ از این حوادثی که دائم اتفاق میافتد.

بیانات در دیدار فرماندهان ارتش – ۱۳۷۸/۱/۲۵

*حیف بود صیاد بمیرد

دو هفته پیش شهید کاظمی پیش من آمد و گفت از شما دو درخواست دارم: یکی این‌که دعا کنید من روسفید بشوم، دوم این‌که دعا کنید من شهید بشوم. گفتم شماها واقعاً حیف است بمیرید؛ شماها که این روزگارهای مهم را گذراندید، نباید بمیرید؛ شماها همه‌تان باید شهید شوید؛ ولیکن حالا زود است و هنوز کشور و نظام به شما احتیاج دارد. بعد گفتم آن روزی که خبر شهادت صیاد را به من دادند، من گفتم صیاد، شایسته‌ی شهادت بود؛ حقش بود؛ حیف بود صیاد بمیرد. وقتی این جمله را گفتم، چشم‌های شهید کاظمی پُرِ اشک شد، گفت: ان‌شاءاللَّه خبر من را هم به‌تان بدهند!

فاصله‌‌ی بین مرگ و زندگی، فاصله‌ی بسیار کوتاهی است؛ یک لحظه است. ما سرگرم زندگی هستیم و غافلیم از حرکتی که همه به سمت لقاءاللَّه دارند. همه خدا را ملاقات میکنند؛ هر کسی یک طور؛ بعضیها واقعاً روسفید خدا را ملاقات میکنند، که احمد کاظمی و این برادران حتماً از این قبیل بودند؛ اینها زحمت کشیده بودند.

بیانات در مراسم تشییع پیکرهای فرماندهان سپاه  ۱۳۸۴/۱۰/۲۱

*مرگ تاجرانه

بنده از قدیم میگفتم شهادت مرگ تاجرانه و مرگ زرنگهاست. آدم همین روغن ریخته را نذر امامزاده میکند. انسان جانِ رفتنىِ از دست دادنىِ نماندنی را به گونه‌ای به خدای متعال میسپرد؛ در صورتی که این متعلّق به اوست و او بالاخره انسان را میبرد. بنابراین اوّلین اجری که خدا به شهید داده، خودِ شهادت است؛ یعنی روغن ریخته‌ی او را قبول کرد و هدیه‌ای را پذیرفت و در نتیجه شهید در عالم وجود و تا قیامت، انسان با ارزش و ماندگاری شد.

بیانات در دیدار فرماندهان ارتش -۱۳۷۸/۱/۲۵

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه

• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.