پایگاه تحلیلی خبری مازندرانه

IMG13522268
ماجرای ناله زن مسیحی در وفات آیت الله نخودکی
در آن روزی که آیة الله نخودکی وفات کرد، یکی از زنان مسیحی در وفات آیة الله نخودکی بسیار گریه و ناله می‌کرد. به او گفتند: تو مسیحی هستی و آیة الله نخودکی روحانی مسلمان، چرا در مرگ او چنین می‌کنی.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی مازندرانه /  

به نقل از وبلاگ پایگاه اطلاع رسانی بسیج سلمان کن /

در آن روزی که آیه الله نخودکی وفات کرد، یکی از زنان مسیحی در وفات آیه الله نخودکی بسیار گریه و ناله می‌کرد. به او گفتند: تو مسیحی هستی و آیه الله نخودکی روحانی مسلمان، چرا در مرگ او چنین می‌کنی.

آن زن گفت: این دو دخترم مریض بودند و پزشکان گفتند: این دو زنده نمی‌مانند. حتی پزشکان آمریکایی هم جواب کردند و رفته رفته حال این دو دختر سخت‌تر شد و به حال جان کندن افتادند. همسایه ما وقتی حال مرا پریشان دید گفت:

تو برای شفای این دو دختر برو نزد آیه الله نخودکی و از او شفا بگیر. به روستای نخودک رفتم، به خانه آن جناب رسیدم و عرض حال کردم. آیه الله نخودکی گفت: این دو انجیر را بگیر و به آن زن مسلمان که همسایه توست و تو را به اینجا هدایت کرده بده تا با وضو به دخترانت بخوراند. گفتم:

آنان قادر به خوردن نیستند. آیه الله نخودکی گفت: در آب حل کنند و به او بخورانند. به شهر بازگشتم و انجیرها را به آن زن مسلمان دادم. او انجیرها را در آب حل کرد و در دهان دخترانم ریخت. دخترانم پس از چند لحظه چشم گشودند و شفا یافتند.

نشان از بی نشان‌ها، ص ۷۴، علی مقدادی

 

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه

• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.