پایگاه تحلیلی خبری مازندرانه

صحبت های جانباز شیمیایی آملی که در دکه جگرکی زندگی می کند;
دخترم به دلیل شیمیایی بودنم دچار نارسایی کلیه شد/ زندگی سختی بدون یخچال و کولر می گذرانیم
قنبر علی نادری جانباز شیمیایی آملی در گفتگو با خبرنگار مازندرانه گفت: زنم هر شب با وضعیت بدی که داریم با گریه می خوابد،‌ یخچالم سوخته و با این وضعیت جسمانی، گرمای تابستان برایم مثل زهر است و دکتر بارها تجویز کولر کرده اما توان خرید ندارم .

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی مازندرانه /  

قنبر علی نادری متولد ۱۳۴۲ جانباز ۳۰ درصد آملی است که دارای مجروحیت موج انفجار و شیمیایی(اعصاب و روان) می باشد و همیشه تحت درمان در بیمارستان های ساسان تهران و آمل می باشد.

وی در گفت و گو با خبرنگار مازندرانه گفت: در سال ۶۱ راننده لودر بودم; آموزشهای نظامی دیدم و از طریق جهاد سازندگی به جبهه اعزام شدم.

نادری ادامه داد: دارای ۳ فرزند دختر‌ و یک پسر هستم که سومین فرزندم(دخترم)به دلیل شیمیائی بودنم در بدو تولد دچار نارسایی کلیه شد و خانه خود را فروختم و خرج هزینه های درمان دخترم کردم و ۲ فرزند دیگرم در سال ۹۴ ازدواج کردند و بدهی های زیادی از آن سال تاکنون برایم باقی ماند.

وی افزود: اکنون دخترم نامزد کرده و در هزینه تهیه جهاز عروسی اش ماندم و از آن طرف همسرم دارای بیماری قلبی می باشد که مستلزم درمان به صورت دائمی می باشد.

جانباز شیمیایی آملی گفت: حدود ۲۵ سال در منزل استیجاری با هزینه بالای آب و برق و گاز زندگی می کردم که توانایی پرداخت اجاره را نداشتم و صاحب خانه من را جواب کرد و در کنار خیابان دکه جیگرکی زدم و در همان دکه من و همسرم زندگی سختی را میگذرانیم.

وی در پاسخ به سوال خبرنگار که از رفتن به جبهه و مجروح شدن پشیمان نیستید گفت: با جان و دل به جنگ با دشمن رفتم همان طور که دزدی وارد خانه مان می شود و از خانه و محیط خانه دفاع میکنیم برای دفاع از این مرز و بوم با تمام قوا میجنگیم و باز هم به عقب برگردم به جبهه خواهم رفت.

نادری با بیان این که با اکسیژن نفس می کشم و کار کردن در دل گرما و سرما کنار خیابان برایم مشکل است، گفت: دولت باید به فکر ما جانبازان باشد،که به فکر ما نیستند‌. من با این وضعیت جسمانی باید تا صبح در دکه بخوابم که این حق من نیست و از این دولت می خواهم تا به وضعیت ما رسیدگی کنند.

وی گفت: زنم هر شب از این وضعیت با گریه می خوابد،‌ یخچالم سوخته و با این وضعیت جسمانی من گرمای تابستان برایم مثل زهر است و دکتر بارها تجویز کولر کرده اما توان خرید ندارم و وقتی به ادارات مربوطه مراجعه می کنم، در پاسخ می گویند به ما مربوط نیست.

وی در پایان گفت: از چند اداره آمدند و لوح تقدیری به من دادند که این لوح نه شکمم را سیر می کند و نه از بدهی های من کم می کند.

خبر: سحر صالحی

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه

• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.