پایگاه تحلیلی خبری مازندرانه

حرف های شوکه کننده پدر شهید آملی;
۳۴ سال مستاجر هستم/توان خرید حتی یک قرص نان را ندارم/برای گرفتن وام نه سند دارم نه ضامن
اصغر محمودی بوستان پدر شهید علی اکبر محمودی بوستان در گفت و گو با خبرنگار مازندرانه گفت: در حال حاضر فاقد مسکن و سرپناه از خودم می باشم و در منزل استیجاری محقر زندگی می کنم،از لحاظ مالی دچار مشکلات زیادی هستم و از لحاظ امکانات اولیه منزل چیزی ندارم.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی مازندرانه /  

خبرنگار مازندرانه روز گذشته به سراغ خانواده شهید علی اکبر محمودی بوستان در شهرستان آمل رفت و گفتگوی شنیدنی و جذابی با این خانواده داشت که در ادامه با هم می خوانیم.

شهید علی اکبر محمودی بوستان،در ۳شهریور ۱۳۴۷ ،میان خانواده ای با ایمان و متدین در شهرستان آمل متولد شد.

شهید در فعالیت های فرهنگی، اجتماعی و انقلابی آن دوران حضور پررنگی داشت و در لشگر ۲۵ کربلا به اسلام خدمت می کرد و سرانجام در تاریخ ۱۳ خرداد سال ۶۴در منطقه مریوان (دزلی)در اثر اصابت ترکش به سر و صورت به شهادت رسید.

اصغر محمودی بوستان پدر شهید علی اکبر محمودی بوستان در گفت و گو با خبرنگار مازندرانه گفت:دارای ۳فرزند هستم ، که فرزند ارشدم علی اکبر به درجه رفیع شهادت نائل شد و یک پسر و یک دختر دیگر دارم.

پدر شهید از خصوصیات اخلاقی فرزند شهیدش گفت: علی اکبر پسر بااخلاق ،قانع ،متدین،ساکت، آرام و بی آزاری بود که  با تمام کمی و کاستی های زندگی ما ساخت و ذره ای شکایت نمی کرد.

وی ادامه داد: شهید علی اکبر علارغم سن کم قبل از شهادت ۳سال کار نجاری میکرد و در سن ۱۷سالگی به شهادت رسید.

پدر شهید علی اکبر محمودی بوستان در خصوص همسر خود و مادر شهید گفت: بعد از به شهادت رسیدن پسرم ، همسرم دچار افسردگی شدید شد و سالها در آتش رفتن علی اکبر می سوخت و سر انجام در سال ۹۴ بر اثر بیماری فوت کرد و به فرزند شهیدمان پیوست.

وی  با بیان اینکه از سال ۶۴تا کنون مستاجر است گفت: در حال حاضر فاقد مسکن و سرپناه از خودم می باشم و در منزل استیجاری محقر زندگی می کنم،از لحاظ مالی دچار مشکلات زیادی هستم و از لحاظ امکانات اولیه منزل چیزی ندارم.

اصغر محمودی بوستان ادامه داد: توان خرید حتی یک قرص نان را ندارم و تنها مقداری پولی که از بنیاد شهید میگیریم خرج اجاره خانه ،درمان بیماری و دوا و دکترم می شود.و حتی نمی توانم وام بگیریم چون نه خانه ای دارم و نه ضامنی برای ضمانت .

وی با بیان اینکه وقتی پیکر شهید را آوردند قابل شست و شو نبود گفت: به علت اصابت ترکش به سر و صورت شهیدم اصلا قابل شست و شو نبود و خانه ای که تازه ساخته بودم را فروختم و خرج مراسم پسر شهیدم کردم.

پدر شهید در ادامه افزود: اکنون تنها پسرم بخاطر من پیرمرد درمانده، پاسوز شده است و نه کاری دارد و نه شغلی و شبانه روز از من پرستاری میکند.

اصغر محمودی بوستان با گلایه شدید از مسئولان و وضع موجود کشور گفت: مسئولان موظفند معیشت مردم را تامین کنند و خانواده شهدا، عزیزان خود را فدا نکردند که یک کارگر بیچاره نتواند با وضعیت اقتصادی بد جامعه توان خرید نان نداشته باشد و از آن طرف آقازاده ها اختلاس های هزاران میلیاردی کنند.

وی افزود: هیچ کس سر جای خودش نیست و افراد نخبه و توانمند بدون کار هستند و به جای آنها افرادی که هیچ تخصص و توانمندی ندارند بر سر کار هستند .

پدر شهید تصریح کرد: مردم ما با تمامی کمی و کاستی های موجود در کشور عاشق شهدا هستند و مردم درک می کنند که شهدا برای حفظ آرامش و آسایش آنها رفتند و صحبت هایی که در مورد خانواده شهدا می شود کذب محض است و نمونه ی بارز آن خودم هستم و اگر باز هم بگردید نمونه های مشابه بسیاری مثل من می بینید.

خبر:سحر صالحی

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه

• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.