پایگاه تحلیلی خبری مازندرانه

یاداشتی از بحرانی که مدیریت نمی شود؛
کاش مسئولین فقط یکبار خودشان را از مردم می دانستند!!!
سازمان هواشناسی ایران پیش بینی بارشی شدید را کرده بود و وزارت نیرو به 10 استان هشدار سیل را داد، ولی باز ما غافلگیر شدیم.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی مازندرانه /  

سمانه قلی پور مازندرانه_ آنچه در چند روز گذشته افکار عمومی را تحت تاثیر قرار داده ، خبرهای ناخوشایندی است که تمام خاک این سرزمین را در شیرینی روزهای تحویل سال، تلخ کام کرده است.

در اواخر اسفندماه سال گذشته بارش شدید در شرق استان گلستان باعث سرریز شدن سدهای گلستان و بوستان شد و این سیلاب ها استان های دیگر را نیز درنوردیدند، تا جایی که صحنه های دلخراشی از این رویداد در استان مازندران، خراسان جنوبی، لرستان، فارس…چهره بهار را به هجمه های سردی بدل ساخت.

این سیل خانه برانداز تا جایی ادامه داد که هزاران میلیارد از راه ها و تسهیلات نابود شده، روستاها و شهر های زیادی را تخریب نموده، خانواده های زیادی را بی جا و مکان ساخته و جان افراد بیشماری را گرفته است، همه و همه در حالی است که نخستین اطلاعیه جوی در ۲۳ اسفند برای مسئولان استانی فرستاده شد، سازمان هواشناسی ایران پیش بینی بارشی شدید را کرده بود و وزارت نیرو به ۱۰ استان هشدار سیل را داد، ولی باز ما غافلگیر شدیم، حتی برای بارش ۱۵ دقیقه ای شیراز آمادگی نداشتیم و در یک چشم برهم زدن ۲۰۰ خودرو از کار افتاد و صحنه های دلخراشی را آفرید.

ما آنقدر غافلگیر شدیم که ۹۰ درصد آق قلا در زیر آب رفت، گستردگی حجم خسارت و تنوع در ابعاد آن، منجر به خسارت های جانی و مالی بیشماری شد که هنوز سریال آن ادامه دارد .

نداشتن سد کافی، لایروبی نکردن بستر رودخانه ها، تخریب جنگل، نداشتن زه کشی مناسب و همه و همه خلاصه می شود تا این رویداد را بلای طبیعی نخوانیم و کم کاریمان را به گردن طبیعت نگذاریم، چکیده کوچکی از این فاجعه های دردناک که برایمان در زلزله کرمانشاه و اتفاقات از این دست در ابعاد و رویدادهای متفاوت رخ داده، دلیل محکمی است تا اینطور نتیجه گیری کنیم، تمام این اتفاقات ثمره، ناکارآمدی مسئولان، سوء مدیریت، سیاست های سودجویانه، عدم توانایی در مدیریت بحران  است، که تاوان آن را تک تک افراد جامعه پرداخت می کنند.

آمادگی مقابله با نعمت خدادادی که این روزها اسمش را بلای طبیعی می گذاریم تا همه فلش ها را به سمت او ببریم، در استان باران خیزی چون مازندران و گلستان با هیچ متر و عیاری، منطقی به نظر نمی رسد آن هم در این حجم خسارات گسترده که فقط می تواند حکایت از بی تدبیری مسئولان ما باشد که مدیر ارشد آن در شرایط بحرانی به جای آنکه سازو کاری اتخاذ کنند، مسائل شخصی را ترجیح می دهند، این بی اهمیت نشان دادن مردم در این شخص و این سمت ختم می شود، سریال ادامه داری است که برای همه ما آشناست، ترادژدی که امیدهای زیادی را ویران ساخته است.

مرخصی یک ماههه استاندار آن هم زمانی که هشدارهای هواشناسی داده شده بود، عملکرد شهردار شیراز در آسفالت کردن منطقه ای که خطر سیلاب داشت و تداوم این  عمل غیرکارشناسی و هزاران اقدام غیرانسانی دیگر که توسط مسئولین انجام می شود و با برچسب، بلای طبیعی، اتفاقات غیرمترقه، سعی می شود تا صورت مسئله جور دیدی به نمایش گذاشته شود، هیچ تسکینی برای قلب های زیر آب رفته نخواهد داشت و اگر بخواهیم حلی برای این تراژدی تکراری داشته باشیم، دامنه برکناری مسئولان گسترده تر از یک استاندار خواهد بود.

همه این صحنه های که دل هر انسانی را به در می آورد، در کنار دستهای پر سخاوت مردمان این سرزمین به جوانه های امید بدل شده است که همیشه در خاک مقدس این دیار می روید و در تمام لحظه های سخت تنها نمی گذارد.

برف می آید، برق می رود، گاز می رود و ما از برف بیزار می شویم، جاده ها استاندارد نیستند، تصادف می کنیم، از سفر بیزار می شویم، باران می آید، سیل می شود، از باران از تمام خاطرات بارانیمان بیزار می شویم، از قطار، از هواپیما، از جاده، از کشتی بیزار می شویم و ای کاش به جای همه این بیزاری ها که به یک ملت تزریق می شود، مسئولین ارشد ما یکبار فقط یکبار خودشان را از مردم می دانستند.

به قلم سمانه قلی پور

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه

• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.