پایگاه تحلیلی خبری مازندرانه

3437
دیدار با علی (ع) پس از مرگ
بنگرید، که با چه کسی همسخن می شوید؛ زیرا هیچ کس نیست که مرگش در رسد، مگر اینکه یارانش که به سوی خدا رهسپارند در برابرش مجسّم شوند. اگر خوب باشند به صورتی نیک و خوشایند مجسّم شوند و اگر بد باشند به گونه ای بد و ناخوشایند و هیچ کس نیست که بمیرد، جز اینکه من به هنگام مرگش در برابر او نمایان شوم.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی مازندرانه /  

به نقل از وبلاگ پایگاه مذهبی حضرت مهدی (عج) /

از روایات استفاده می شود که همه ی انسان ها با هر مرام و مسلک و دین او را می بینند. به چند حدیث توجه کنید:
حضرت محمد (ص): انظُروا مَن تُحادِثونَ؟ فإنّهُ لیسَ مِن أحَدٍ ینزِلُ بهِ المَوتُ إلّا مُثِّلَ لَهُ أصحابُهُ إلَی اللّهِ إن کانوا خِیارا فخِیارا و إن کانوا شِرارا فشِرارا، و لیسَ أحَدٌ یموتُ إلّا تَمَثَّلتُ لَهُ عندَ مَوتِهِ.[۱]
ترجمه : بنگرید، که با چه کسی همسخن می شوید؛ زیرا هیچ کس نیست که مرگش در رسد، مگر اینکه یارانش که به سوی خدا رهسپارند در برابرش مجسّم شوند. اگر خوب باشند به صورتی نیک و خوشایند مجسّم شوند و اگر بد باشند به گونه ای بد و ناخوشایند و هیچ کس نیست که بمیرد، جز اینکه من به هنگام مرگش در برابر او نمایان شوم.

الإمامُ علی(ع): مَن أحَبَّنی وجَدَنی عندَ مَماتِهِ بحَیثُ یحِبُّ، و مَن أبغَضَنی وجَدَنی عندَ مَماتِهِ بحَیثُ یکرَهُ.[۲]

امام علی(ع): هر که مرا دوست داشته باشد، در هنگام مرگش مرا آن گونه که خوشایند اوست بیابد و هرکه مرا دشمن داشته باشد، به هنگام مرگش مرا بدان گونه که ناراحت شود بیابد.

الحارثِ الهَمْدانی: أتَیتُ أمیرَ المؤمنینَ(ع) ذاتَ یومٍ نِصفَ النّهارِ فقالَ: ما جاءَ بک؟ قلتُ: حُبُّک و اللّهِ، قالَ(ع): إن کنتَ صادِقا لَتَرانی فی ثلاثهِ مَواطِنَ: حَیثُ تَبلُغُ نَفسُک هذهِ و أومأَ بیدِهِ إلی حَنجَرَتهِ و عندَ الصِّراطِ، و عندَ الحَوضِ.[۳]

حارث هَمْدانی: نیمروزی نزد امیر مؤمنان(ع) رفتم. فرمود: چه چیز تو را بدین جا کشانده است؟ عرض کردم: به خدا قسم که محبّت به تو. فرمود: اگر راست بگویی، بی گمان در سه جا مرا خواهی دید: زمانی که جانت به این جا رسد و با دست خود به حنجره اش اشاره کرد و هنگام گذشتن از صراط و در کنار حوض [کوثر].

الإمامُ الصّادقُ(ع) لمّا سُئلَ: هل یکرَهُ المؤمنُ علی قَبضِ رُوحِهِ؟: لا و اللّهِ، إنّهُ إذا أتاهُ ملَک المَوتِ لقَبضِ رُوحهِ جَزِعَ عِندَ ذلک، فیقولُ لَهُ ملَک المَوتِ: یا وَلی اللّهِ لا تَجزَعْ، فوالّذی بَعَثَ محمّدا(ص) لَأنا أبَرُّ بِک و أشفَقُ علَیک من والِدٍ رَحیمٍ لو حَضَرَک، افتَحْ عَینَک فانظُرْ. قالَ: و یمَثَّلُ لَهُ رسولُ اللّهِ(ص) و أمیرُ المؤمنینَ و فاطمهُ و الحسنُ و الحسینُ و الأئمهُ من ذُرِّیتِهِم(ع) فیقالُ لَهُ: هذا رسولُ اللّهِ و… رُفَقاؤک… فما شی ءٌ أحَبَّ إلَیهِ مِنِ استِلالِ رُوحِهِ و اللُّحوقِ بالمُنادی.[۴]

امام صادق(ع) در پاسخ به این پرسش که آیا مؤمن از جان کندن خود ناراحت می شود؟ فرمود: نه، به خدا، زمانی که ملک الموت برای ستاندن جانش می آید، او بی تابی می کند. امّا ملک الموت به او می گوید: ای دوست خدا! بی تابی مکن؛ زیرا سوگند به آنکه محمّد(ص) را برانگیخت، من از پدر مهربانی که به بالینت بیاید، با تو خوش رفتارتر و مهربانترم. چشمت را باز کن و بنگر.
رسول خدا(ص) و امیر مؤمنان و فاطمه و حسن و حسین و امامان از نسل آنها، (ع)، در برابرش نمایان می شوند و به او گفته می شود: این رسول خدا و… رفیقان و همرهان تو هستند… در این هنگام، چیزی برای او خوشتر از این نیست که جانش ستانده شود و به منادی بپیوندد.

الإمامُ الصّادقُ(ع): ما مِن مؤمنٍ یحضُرُهُ المَوتُ إلّا رأی محمّدا و علیا(ع) حیثُ تَقَرُّ عَینُهُ، و لا مُشرِک یموتُ إلّا رآهُما حیثُ یسوؤهُ.[۵]

امام صادق(ع): هیچ مؤمنی نیست که مرگش در رسد، مگر اینکه محمّد و علی(ع) را ببیند بدان گونه که شادمان شود و هیچ مشرکی نمیرد، مگر اینکه آن دو بزرگوار را بدان گونه که ناراحت شود مشاهده کند.

الإمامُ الصّادقُ(ع): ما یموتُ مُوالٍ لَنا مُبغِضٌ لأعدائنا إلّا و یحضُرُهُ رسولُ اللّهِ(ص) و أمیرُ المؤمنینَ و الحسنُ و الحسینُ(ع) فَیسُرُّوهُ و یبَشِّروهُ، و إن کانَ غیرَ مُوالٍ لَنا یراهُم بحَیثُ یسوؤهُ. و الدّلیلُ علی ذلک قَولُ أمیرِ المؤمنینَ(ع) لحارثِ الهَمْدانی: یا حارَ هَمْدانَ مَن یمُتْ یرَنی مِن مؤمنٍ أو مُنافِقٍ قُبُلا.[۶]

امام صادق(ع): هیچ کس نیست که دوستدار ما و دشمن دشمنان ما باشد و بمیرد، مگر اینکه [در هنگام مرگش ] رسول خدا(ص) و امیر مؤمنان و حسن و حسین(ع) حاضر شوند و اگر دوستدار ما نباشد، آنان را به گونه ای که ناراحت شود، مشاهده کند. دلیل بر این مطلب، فرموده امیر مؤمنان(ع) به حارث همدانی است که: ای حارث همدانی! هر کس بمیرد مرا رو در رو می بیند، مؤمن باشد یا منافق.


[۱]. الکافی، ج ۲، ص ۶۳۸، ح ۳.

[۲]. صحیفه الإمام الرِّضا، ص ۸۶، ح ۲۰۳.

[۳]. الدعوات، ص ۲۴۹، ح ۶۹۹.

[۴]. الکافی، ج ۳، ص ۱۲۷، ح ۲.

[۵]. بحار الأنوار، ج ۸۲، ص ۱۷۴، ح ۸.

[۶]. تفسیر القمّی، ج ۲، ص ۲۶۵.

 

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه

• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.